![]() |
![]() |
|
| about mYself |
|
اه
لعنت به این احساسات شدید و سرکش من یه زمانی یه آدم منطقی و حسابگر به حساب میومدم حالا یه آدم هر چه پیش آید خوش آید مرده شور ببره این اخلاق گه منو |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
یکشنبه 29 آذر1388ساعت 22:17 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() باز هم عشق باز هم شور عشق عاشقٍ عشقم اما... این تنهایی لعنتی و بی پایان من ....شاید تا ابد باشه، حتی دیگه قدرت ندارم عاشق شم میترسم تازه تونستم روی پاهام بیاستم...تازه تونستم فراموش کنم چون ضجه هامو فراموش کردم دوباره رفتم سراغش سراغ عشق چقدر برای جداییها اشک ریختم...ولی بازم آدم نشدم اشکهامو رو یادم رفته امروز بهم یادآوری شد که باید بره حقشه که بره...اون حق یکی دیگست نه من پس عشق چی میشه، دوست داشتن چی میشه، تپش قلب چی میشه،نگرانی چی میشه بوسه های عاشقانه چی میشه همش بره؟باز بره؟مثل همیشه؟پش دلم چی؟احساسم چی؟دلم پر از محبته میخوام هدیه بدمش میخوام بریزم به پاش ...میخوام بگم دوست دارم عاشقتم میمیرم برات میخوام بگم ....مواظب خودت باش...بگم برام عزیزی...ولی میترسم نه؟نگم؟نباید بگم؟چون اونم مال من نیست؟آره راست میگی من که توانایی جدایی ندارم گه میخورم رابطه ای که حکمش جداییه رو شروع میکنم خاک تو سرت، ستاره تنها،همیشه تنها بمون، عشقتو بکش تیکه تیکش کن خاکش کن فاتحه بخون! برای خودت هم فاتحه یادت نره کی میمیری پس؟زودتر |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
یکشنبه 15 آذر1388ساعت 0:59 توسط ستاره تنهــا |
|
|
نیمه شبی بارانی...بوسه ای پنهانی...بهترین پیمانت...گفته ای میمانی. هرچه دارم... حتی... تاروپودم از توست...عشق را میبافی...من وجودم از توست. وقتی سوسو میزدم من...تو شدی فانوس دریا این یه اعترافه سادست... مثل تو نیست توی دنیا تو چکیدی مثل شبنم.... بر کویر خشک قلبم آروم آروم پا گرفتی... تا شدی بارون نم نم * نیمه شبی بارانی...عشق جاودانی...من بدنبال تو...بی نام و بی نشانی. ساده گم شدم من...تو شدی یه آغوش حیف ساده رفتی...من شدم فراموش حالا خاطره تمومه... شب ساحل پیش رومه طعم بوسه ای که دادی.... نم دستات آرزومه نگو کار سرنوشته... ساعت شنی گذشته این یه اعترافه تلخه... هرکی رفته برنگشته * نیمه شبی بارانی...نامه ی پایانی بهترین پیغامت ....عاشقم میمانی گرچه تا همیشه......با نگاهم سردی......باورم نمیشه.....قراره برنگردی....
|
|
+ به یادگار گذاشته شد در
جمعه 6 شهریور1388ساعت 1:56 توسط ستاره تنهــا |
|
|
هر چیزی تاریخ مصرفی داره....خاطره ها هم همینطور امان از دست خاطره هایی که مواد نگهدارندشون خیـــــــلی قویه...! |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
شنبه 10 مرداد1388ساعت 1:50 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوهٍ کنم انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم دلم گرفته آسمون یه کم من و حوصله کن نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
سه شنبه 23 تیر1388ساعت 0:43 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() توی آخرین شبت دلم هواییه...دلم گرفته...مثل خیلی از شبهات رفتی خدا به همراهت ...مرسی از اینکه باهام مهربون بودی میشه از 1388هم خواهش کنی مثل تو باهام مهربون باشه؟ شاید بود یه درسی ازت گرفتم اونم اینه که: خوشبختی یعنی: " به این فکر نکنی که خوشبخت هستی یا نه...!" خوب بود...تموم شد...خاطره شد. |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
جمعه 30 اسفند1387ساعت 3:30 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() کاش بدونی ماتمه دنیام بی تو فقط گریه میخوام کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام؟؟؟ تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی یه پاییزم تو بــــهاری من یه مرداب تو دریایی... |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 0:16 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() می خوام به سردی شبهام بخندم می خوام به پوچی فردام بخندم می خوام داد بزنم تنهای تنهام می خوام وقتی میگم تنهام بخندم |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
جمعه 4 بهمن1387ساعت 13:46 توسط ستاره تنهــا |
|
|
تولدم مبارک. چقدر بی ربطو لوسه که آدم خودش به خودش تولدشو تبریک بگه دلم یه کادوی خاص از یه آدم خاص میخواد... ولی خب وقتی آدم خاصی وجود نداره کادوی خاصی هم وجود نداره دیگه... خب شاید تبریکات و کادوهای معمولی هم صفای خودشونو داشته باشن!نه؟! شاید... امسال یه نوع تولد با هیجانات معمولیه معمولی رو تجربه می کنم خیلی هم بد نیست یه کم یخه... |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 1:39 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ايستاده بود و به درون فروشگاهی نگاه می کرد. زنی در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت:
مواظب خودت باش.
کودک پرسيد:
ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد:
نه من فقط يکی از بنده های خدا هستم .
کودک گفت:
می دانستم شما با او نسبتی دارید ... |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
جمعه 6 دی1387ساعت 23:49 توسط ستاره تنهــا |
|
|
پروردگارم بر من ببخشای آنچه از اعمال نیکو که عزم انجام دارم و انجام ندادم ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم اما با قلبم آن را ترک نمودم ببخشای نگاه های اشارت آمیزم را و سخنان بیهوده ام و خواسته های نفسانی دل و لغزش های زبان از من درگذر آنچه را از من بدان داناتری و اگر باردیگر بدان بازگردم تو نیز باری به بخشایشت بازگرد... علی(ع) |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 22:29 توسط ستاره تنهــا |
|
|
شرمگینم، ولی:
وقتی چیز هایی را نداریم، گاهی فرقی نمی کند، که چه چیز هایی داریم. |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
دوشنبه 11 آذر1387ساعت 22:13 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست، انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخمهای تن نیست... |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
جمعه 1 آذر1387ساعت 0:44 توسط ستاره تنهــا |
|
(تصویر سرباز آمریکایی توی عراق...) *** In my dream children sing a song of love for every boy and girl The sky is blue and fields are green and laughter is the language of the world Then I wake and all I see is a world full of people in need Tell me why does it have to be like this? Tell me why is there something I have missed? Tell me why cos I don't understand. When so many need somebody we don't give a helping hand. Tell me why? Everyday I ask myself what will I have to do to be a man? Do I have to stand and fight to prove to everybody who I am? Is that what my life is for to waste in a world full of war? Tell me why does it have to be like this? Tell me why is there something I have missed? Tell me why cos I don't understand. When so many need somebody we don't give a helping hand. Tell me why |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 22:53 توسط ستاره تنهــا |
|
![]() امروز برایت روزی سرشار از معجزات معمولی را آرزو می کنم! یک فنجان قهوه داغ که خودت آن را درست نکرده ای... یک تلفن غیرمنتظره از یک دوست قدیمی... وقتی عجله داری چراغهای سبز در مسیر راهت... شعر مورد علاقه ات در میان ترانه های رادیو... رنگین کمانی بالای سرت در آسمان... سریعترین صف در سوپر... کلیدهایت درست همانجایی که دنبالشان میگردی... برایت روزی سرشار از شادی آرزو می کنم. |
|
+ به یادگار گذاشته شد در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 22:35 توسط ستاره تنهــا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و رسالت من این خواهد بود،
تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم ، تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم، نوش کنیم...! |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|